تبلیغات
 نظرخواهی ... عمومی ,

اتفاقی در زندگیم افتاد و موقع امتحان شدنم رسید! امتحان اینکه به حرف هایی که می زنم عمل می کنم یا نه و متاسفانه درصد عمده ایی از اعمالم بر خلاف گفتارم بودند! در نتیجه تا وقتی اعصابم از دست خودم خورده، اینجا مطلبی نمی نویسم.همین فرصت مناسبی هستش برای یک نظر خواهی! این وبلاگ هیچ وقت قسمت نظرات نداشته، چون برام مهم نبوده و اصلا نمی خواستم نظر کسی را بدونم و برای دل خودم می نوشتم و می نویسم.اما این مدتی که من غایب هستم فرصت خوبیه تا کمی هم از نظرات شما جویا بشم.مثلا من نمی دونم ملت که میان اینجا، فحش می دن و صفجه را می بندن یا اینکه لبخند می زنن و مطالعه می کنند.یا اینکه نمی دونم اینجا خواننده ثابت داره یا نه و اگر داره، چرا به اینجا سر می زنند.خلاصه اگر کسی خواننده اینجا هست و یا اینکه اصلا خواننده ثابت هم نیست و اتفاقی اینجا را دیده لطفا دو خط نظر بنویسه.نوشتن یک نظر کوتاه سی ثانیه بیشتر طول نمی کشه ، ممنون می شوم دریغ نکنید.( شاید این پست را بعدا حذف کردم شایدم هم نه )

برای ارسال نظرات به سمت راست همین مطلب مراجعه کنید.کافیست در منوی اصلی بر روی جملهء مشخص شده کلیک کنید.


نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه 20 خرداد 1388 و ساعت 03:37 ب.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 20 خرداد 1388 ساعت 04:08 ب.ظ
 بهشت من ... مینیمال , عمومی ,

بهشت من جای هستش که توش غذایی که دوست داری همیشه آماده است ، خبری از جیغ و غر و قهر و دعوا نیست و شب ها راحت و بدون فکر اضافه سرت را روی بالش می گذاری و یکنفر می یاد تو بغلت و صادقانه بهت می گه دوستت دارم.


نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه 20 خرداد 1388 و ساعت 03:26 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 گشادخان ... مشروبات الکلی و مستی , مینیمال ,

خیلی بَده كه اینقدر بی حس و حال باشی كه نه مشروبتو بزاری تو یخچال و نه بلند بشی بری یخ بیاری ، بریزی تو لیوانت اقلا یكم خنك بشه! بَده!


نوشته شده توسط احسان در دوشنبه 18 خرداد 1388 و ساعت 06:36 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 امتحانات و عاشقی 5 ... عمومی ,

اعتراف مسخره و شاید هم تلخیه ، اما من دوست دارم قبل از امتحان یك نفر (یه خانم) بهم قوت قلب بده و برام دعا كنه و بعد از امتحان هم با صدای ظریفش زنگ بزنه و بگه چطور بود امتحان؟ اگر امتحانم خوب شده باشه آفرین بگه و اگر بد شده باشه بگه اشكالی نداره و بهم انگیزه بده برای امتحان بعدی...(پست مزخرفی نوشتم، خودم می دونم)


نوشته شده توسط احسان در یکشنبه 17 خرداد 1388 و ساعت 01:56 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 پیامك های امیدواركننده ... عمومی ,

اس ام اس های یكی از معدود دوستانی كه دارم به من :

(در شبی كه پس از دو ساعت شنیدن حرف های كـ...شعر و مزخرف خسته و داغون به خانه برگشتم و با اعصابی متشنج سرم را روی بالش گذاشتم و هجوم افكار و فشار حرف هایی كه تحمل كرده بودم، نمی گذاشت بخوابم)

_ تو شهر كورها ، آدم های بینا را زندانی می كنند، ما خیلی وقته كه زندانی شهر كورها شدیم.

_ هیچ وقت سختی هاتو فراموش نكن ، ازشون درس بگیر تا بشن بهترین لحظه های زندگیت.

_ سعی كن شب ها را خوب بخوابی ، چون فردا و فرداهای دیگه مبارزات سخت تری داری.
نوشته شده توسط احسان در جمعه 15 خرداد 1388 و ساعت 01:10 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 ابراز احساس برای اولین بار ... عمومی ,

وقتی برای بار اول میگی (یا بهت می گن) دوستت دارم....خیلی حال می ده...همیشه حسی كه موقع شنیدن یا گفتنش  برای بار اول داری با بقیه وقت هایی كه میگی یا می شنوی فرق داره....

-------------------------------------------

پ.ن : از فواید دیدن بیش از 100 فیلم درام : الان پر هستم از ایده های زیبا و عاشقانه...آماده برای اجرا!


نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه 13 خرداد 1388 و ساعت 11:18 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 مهمان ناخوانده به همراه بچه هاش ... حیوانات خانگی ,

از چند روز پیش اومده پشت در حیاط پشتی اتراق كرده.خودش و سه تا بچۀ چشم بسته.اصلا جیغ بچه هاش بود كه من را متوجه خودشون كرد.خیلی هم حریمش براش مهمه.نمی زاره كسی نزدیكش بشه البته با دیدن اون چنگال ها كسی هم جرات امتحان این كار را نداره! غذا هم نمی خوره.یكم هم نمی ره اونورتر بلكه بتونیم رفت و آمد كنیم! همه هم دلشون براش می سوزه.خلاصه این خانم چند روزیه كه زندگی خانواده را مختل كرده و فعلا منتظریم كه چشم بچه هاش باز بشه تا ببینیم باید چه كار بكنیم.

اینم عكسش :

 

گربه خانه ما

 

یه فیلم هم با موبایل از گربۀ دختر دایی سه ساله ام گرفتم، كه دیدنش خالی از لطف نیست .یه عروسك گربه انداختم سمتش ، ببینید چه كار می كنه .حجمش 460 كیلوبایت بیشتر نیست.


نوشته شده توسط احسان در سه شنبه 12 خرداد 1388 و ساعت 04:34 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 خواب ، تفریح رایگان ... عمومی ,

واقعا خجالت می كشم از گفتن این حرف....(شاید چون از بچگی تا الان بهم گفتن مرد باید زرنگ باشه و خوابالو نباشه و همش در حال كار و فعالیت باشه) ، برای من یكی از لذت هایی كه هیچ وقت تكراری نمی شه : خوابه! مخصوصا خسته باشی...كارخاص و مشغولیت فكری هم نداشته باشی و مطمئن هم باشی كسی صدات نمی كنه و سر و صدایی هم نباشه...یه دوش بگیری و قبلشم یه چیزی خورده باشی كه گشنه ات نشه...تلفن و موبایل را خفه كنی و راحت بخوابی....هر قدر كه عشقت كشید بخوابی...خواب بدی هم نبینی...! یكم دیگه هم حال می شه قاطیش كرد ، مثلا زیر كولر بخوابی و تا گردن بری زیر پتو! جاتم نرم باشه ! اتاق هم تاریك و ساكت باشه! اگه یه نفر هم باشه كه بیاد تو بغلت و دو نفری بخوابید كه دیگه نگو...! ضمنا هر چند ساعت یكبار پاشه پتو را بكشه روت كه سرما نخوری....


نوشته شده توسط احسان در دوشنبه 11 خرداد 1388 و ساعت 04:31 ب.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 11 خرداد 1388 ساعت 04:49 ب.ظ
 مستقل شدن ... مینیمال ,

یکم فکر کردم چطور با 600 تومن در ماه (حقوق خودش+حقوق خانومش) رفت سر خونه زندگیش!؟ ... به هیچ نتیجه ایی نمی رسم جز اینکه اولا : عقل تو کله اش نبوده! دوما : مقدار متنابهی خاویار لای پاش داشته...!


نوشته شده توسط احسان در یکشنبه 10 خرداد 1388 و ساعت 03:14 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 عشق هایی که جزیی از وجودت می شن ... عمومی ,

یه وقت هایی اون هایی که دوستشون داشتی می شن جزئی از وجودت...بعدها حتی اگه بارها هم عاشق بشی ، بازم قسمت هایی از وجودت عاشق اوناست.

-----------------------------------

بی ربط : خیلی جالبه....یکدفعه لباسام همه با هم کهنه و فرسوده شدن از شلوار و پیراهن بگیر تا شورت و جوراب ، عطرها و دئودرانت هام تموم شدن...این یعنی که یا باید همینطور مثل یه زباله بگردم! یا اینکه برم بازار و اساسا سر کیسه را شل کنم! وقتی از این سر سال تا اون سر سال چیزی برای خودت نخری....این بلا هم سرت می یاد!


نوشته شده توسط احسان در جمعه 8 خرداد 1388 و ساعت 11:37 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 از این مردم چه انتظاری داری؟ ... عمومی , دیالوگ های ماندگار ,

مصاحبه با کسی که پرچم های پرسپولیس در کنار ورزشگاه آزادی می فروشد:

پرچم فروش: هر جامعه ای که می خواد ادعای دموکراسی کنه باید تودۀ عامۀ جامعه آگاه بشه ، اون موقع ادعای دموکراسی می شه کرد. تودۀ عامۀ جامعۀ دموکراسی ، وقتی آگاه نباشه ، سیاسیون همیشه توده را به این ور و اونور می کشند.

_ در همین وقت یک پیکان می یاد کنارش می ایسته و می گه: چی داری؟ چند؟

پرچم فروش: 2000 تومن ، ابریشمه ! ایتالیایی!!

_ راننده پیکان هم یه لنگ پاره در می یاره به سمت دوربین می گیره …چند لحظه بعد هم انگشت شصت و اشاره اش را به شکل سوراخ در می یاره و دوتا دستشو می گیره سمت دوربین!!

پرچم فروش:شما داری تصویر می گیری اون لنگ باز می کنه… از اون هم بگیر (اشاره به عمل راننده)…با اینا انتظار داری چی بشه؟…فردا ریس جمهور کی در بیاد؟…بعله…ما پدرمون تاوان پدر اینو داد ، خودمون تاوان اینو می دیم ، بچه مون هم تاوان بچه شو می ده...

( از فیلم کدام استقلال؟ کدام پیروزی؟ به کارگردانی مسعود ده نمکی)

 

پ.ن: درس بگیرید از روشنفکری یک دستفروش .بعد برید شال سبز بندازید گردنتون صدای سیستم های صوتی تون را زیاد کنید راه بیفتید تو شهر در طرفداری از میرحسین.یا عکس احمدی نژاد را نشون بدید و بگید : ببین این عکس چهار سال پیشه ببین همه ریشاش سیاهن! اینم مال امساله ببین ریشش سفید شده! نیمه مرتبط!


نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه 7 خرداد 1388 و ساعت 10:57 ب.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 11 خرداد 1388 ساعت 04:41 ب.ظ
 دزد گرفتن ... عمومی ,
سوار تاكسی شدم و نشستم پشت سر راننده.ماشین هم پراید بود راننده اش هم یه مرد عرب مفنگی بود!.كمی جلو تر هم مردی نشست بغل راننده .یك دزد! روش دزدی اش هم جالب بود، یك پاكت بزرگ كه توش فیلم رادیولوژی بود را گرفته بود دستش . پاكت به صورت عمودی با دست چپ گرفته بود و در حالی كه جلوش را نگاه می كرد با دست راست می خواست داشبورد را باز كنه.من از همون لحظه اول متوجه شدم و داشتم نگاهش می كردم.اول به وارسی داخل داشبورد پرداخت پیش خودم گفتم اگه بیخیال شد چیزی نمی گم.اما دیدم نه دنبال فرصته مناسبه .منم دو دل بودم كه چه كار كنم یه وقت دردسر نشه.چون اگه سر مچ  دزدو بگیری معلوم نیست بعدش چه می كنه! اگه برگشت با چاقو سمتت آب توش نیست! و همه هم بعدا (اگه زنده موندی) بهت می گن تو چه كار داشتی خودتو انداختی وسط! البته پیش خودمم گفتم كه این دله دزد جیب بر مال این گه خوریا نیست.خلاصه تا دیدم داشبورد را كامل باز كرد یهو صدامو بردم بالا : داداش كاری داری تو داشبورد؟ چیزی میخوای؟ یارو هم سریع درو بست و پاكت را خوابوند رو پاش و گقت : چی؟ چی گفتین ؟ _می گم چه كار داری در داشبورد را باز كردی؟ _در چی؟! _داشبورد! _چی؟ متوجه نمی شم! _ایندفعه با داد گفتم اون جعبه اسمش داشبورده!كاری داری باش؟ _نه! منظورت چیه؟ (با حالت متخاصم!!) منم كه دیدم كارش تمومه گفتم هیچی و نشستم سر جام.راننده هم از اون ور دست و پاشو گم كرده بود و نزدیك بود تصادف كنه! رسیدم به مقصد طرف پولشو داد و بدو بدو رفت اونور خیابون.منم به راننده گفتم پس حواست كجاست مرد حسابی؟ توی داشبوردشم پر از پول بود.طرف یه دستت درد نكنه گفت و كرایه را هم گرفت به جای تشكر كردن!
نوشته شده توسط احسان در سه شنبه 5 خرداد 1388 و ساعت 11:12 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 از نشانه های یک خودشیفته ... مینیمال ,

از نشانه های افراد خودشیفته و شیرین مغز اینه که معمولا عکس بک گراند موبایلشو تصویر خودشونه با یه آرایش و تیپ مکش مرگ ما و با یه فیگور مسخره تر...هر چند وقت یکبار هم آپ دیدتش می کنن و تغییرش می دن!


نوشته شده توسط احسان در دوشنبه 4 خرداد 1388 و ساعت 07:12 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 خیانت با داشتن یك همسر خوب ... مینیمال ,

خیلی جالبه...كسانی كه خیانت می كنن همون هایی هستند كه بهترین همسران را دارند.


نوشته شده توسط احسان در شنبه 26 اردیبهشت 1388 و ساعت 09:57 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 اندكی صبر ... عمومی , مینیمال ,

یك اتاقی را در نظر بگیرید كه توش هفت هشت پسر گنده خوابیدن و بعد یكنفر ساعت 6:30 تو اون سرمای دم صبح ، اومده و چراغا رو روشن كرده و داره می كوبه توی در و پتوها را از روی ملت می كشه و با تمام وجود (انگار كه یكجایشو فشار می دن) داد می زند.

_ بیدار شین! ظهر شده! هوووووی!!! یالا! چقد می خوسین! (می خوابید) یالا كار داریم!

چند دقیقه بعد...

_ اقا ببین ، من بیدارم اینقدر هوار نزن .

_ خو (خب) چرا چارزانو نشستی پا نمی شی؟....پاشو پاشو برو منه (توی) حیاط باد بخوره بت! خواب ز سرت اپره! (می پرد) یالاااااااااااا (همه اینا رو هم با داد و فریاد گفت)

_  با  ه ه ه ه ه شه(همراه با خمیازه).بزار كی..م بخوابه بعد بلند می شم سرپا!
نوشته شده توسط احسان در جمعه 25 اردیبهشت 1388 و ساعت 03:52 ق.ظ
ویرایش شده در شنبه 26 اردیبهشت 1388 ساعت 10:00 ب.ظ
 نوشته های پیشین
+ نظرخواهی
+ بهشت من
+ گشادخان
+ امتحانات و عاشقی 5
+ پیامك های امیدواركننده
+ ابراز احساس برای اولین بار
+ مهمان ناخوانده به همراه بچه هاش
+ خواب ، تفریح رایگان
+ مستقل شدن
+ عشق هایی که جزیی از وجودت می شن
+ از این مردم چه انتظاری داری؟
+ دزد گرفتن
+ از نشانه های یک خودشیفته
+ خیانت با داشتن یك همسر خوب
+ اندكی صبر
+ حقیقت تلخ
+ وقتِ از دست رفته
+ سفرنامه شیراز و یزد قسمت دوم
+ شناخت شخصیت یك وبلاگ نویس با توجه به نوشته هایش
+ شب و روز تنهایی
+ سفرنامه شیراز و یزد قسمت اول
+ كی بدش می یاد با صدای نوشین
+ دانلود آهنگ های متال ایرانی سری دوم و سوم
+ جلو خانوم فحش نده
+ بازنده
+ Finntroll - Rok
+ تقاضا از دوستان و آشنایان
+ سكس با لباس
+ خرگوش ها و لاكپشت ها
+ در مورد فرهنگ رانندگی در ایران

صفحات :
1 2 3 4 5 6 7 ...